ناهموار

بایگانی
آخرین مطالب

آزارگر خویشتن

چهارشنبه, ۲۲ شهریور ۱۴۰۲، ۱۰:۳۹ ب.ظ

واقعا حالم بد بود اون موقعی که خونه بودم. تنا کسی که قضاوتم نمی‌کرد و باهام صحبت میکرد و از این که وقتشو بگیرم ابایی نداشتم و برام وقت میزاشت و از این که خسته بشه از حرفام نمیترسیدم سینا بود. میدونستم که ازم خوشش میاد و واضحا دفعه های قبل اینو بهش گفته بودم که اون قرار نیست جایگاهی توی زندگی من داشته باشه و حتی جلوش برای پسر دیگه ای گریه کرده بودم :) و گفته بودم که قرص خوردم تا خودم و بکشم :))اون شب اومده بود از نیشابور مشهد و صد بار زنگ زد ولی جوابشو ندادم. وقتی خونه بودم فقط اون بود که میتونستم باهش صحبت کنم چون دوستام همه متفق القول بودن که احمقم و حق داشتن. سه چهار روز مرخصی داشت و اومده بود یه روزشو مشهد و بهم گفت که همو ببینیم. واقعا احساس بدی دارم از این که شخص مذکر دیگه ای رو ببینم. اینقدر وقتی تو اون کافه مسخره نشسته بودم حال بدی داشتم که دل درد خیلی شدید و حالت تهوع گرفتم. اصلا تو شرایطی نیستم که معاشرت با مردم رو دوست داشته باشم و حالم و خوب کنه. فقط تو تنهایی حس بهتری میکنم. وقتی که تنهایی میرم بیرون یا کتابخونه یا باشگاه حالم خوبه. برنگشتم خونه. بهم حس ناکافی بودن میدن چون واقعا هستم. میخوام دوباره با سینا صحبت کنم و بهش بگم که شکارچی صبور بازی در نیاره چون هیج وقت قرار نیست اون چیزیِ من باشه. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲/۰۶/۲۲
bee