ناهموار

بایگانی
آخرین مطالب

پست-پره

چهارشنبه, ۹ شهریور ۱۴۰۱، ۱۲:۰۴ ق.ظ

از عصری اینقدر ناراحتم که دلم میخواست فقط تنها باشم و گریه کنم ولی نه تنها توانایی گریه کردن نداشتم و فقط اینطوری :( بودم، بلکه با فائزه شون رفتیم خرید. به زور چشم هاموباز نگه داشته بودم که چای ای رو که مامان بخاطر من آورده بود بخورم، قبل خواب دوباره گوشی چک کردم و دیدم که نوشته دلگیره. براش نوشتم که اگه میخوای صحبت کنیم و به زور خودم رو بیدار نگه داشتم تا جواب بده. دیدم توی توییتر نوشته که بدون دلیل غمگینه. گفتم حتما دلش میخواد که با آدم های غریبه صحبت کنه. اشکام سرازیر شدن. 

.

کاش حسمو نسبت به این قضیه بهش نمی گفتم. دلم میخواد بمیرم. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱/۰۶/۰۹
bee