ناهموار

بایگانی
آخرین مطالب

روان!

سه شنبه, ۱۴ تیر ۱۴۰۱، ۱۰:۲۵ ب.ظ

بخش روان رو دوست ندارم. ابن سینا دوره و اذیت میشم تورفت و آمد. هوا گرمه. همه دیوونه ان. دلم براشون میسوزه.شاید هم دلم برای خودم میسوزه. خودم رو از دیوونه ها جدا نمیدونم. حس میکنم شاید یه اشتباه بتونه هلت بده تو دنیای دیوونه ها و دیگه نمیتونی خودت رو نجات بدی چون تو بالاخره یه روزی ابن سینا بستری بودی. یه مریض هست اسمش م. عه. یه پیرمرد سرحال و معمولا خوشحال. همیشه توی گروه و سالن و بیمارستان برای خودش میچرخه. حتی کلید در ها رو داره. کلید همه در ها یه مکعب مستطیل شبیه همدیگه است. بهم همیشه سلام میده. امروز صبح اسمم رو پرسید. اون خودش رو م. ( اسم کوچیکش) معرفی کرده بود. توی دلم گفتم بگم مطهره یا فامیلم رو بگم؟ (فامیلم سخته و ازش متنفرم. هر وقت بخوام بگم به کسی که بار اوله میشنوه باید با جون و دل حروفش رو ادا کنم و هر دفعه ای کار باعث میشه استرس بگیرم.) فامیلم رو با بی اعتنایی گفتم. در رو که قفل بود برام باز کرد. حضور زدم. میدونی اخیرا خیلی درس نخوندم و سرم گرم کار های دیگه بود. یه مدت مقاله نوشتم، یه مدت اینتروداکشن مقاله کووید رو نوشتم. چند روز هم پشت سر هم بیرون بودم. ع صبح گفت بریم قله ز. فکر کردم بریم. ظهر استرس گرفتم. مثل خیلی موقع هایی که قبول میکنم کاری رو انجام بدم ولی هر چی به انجام دادنش نزدیک تر میشه حس این که نمیتونم بهم کم کم غلبه میکنه و داغون میشم. کفش های کوهم هم همراهم نبود. وقتی هم بهش گفتم کفشام همراهم نیست مهشد، بیام؟ گفت نمیدونم. اگه میگفت مهم نیست بیا میرفتم. دفعه قبل که سال 97 رفته بودم هم یکدفعه بعد کلاس دانشگاه و با یه کفش کف صااااف رفتم. سختم هم نبود. احساس میکنم تو تنهایی غمگین میشم. با بقیه که هستم خوشحالم. ولی تنهاییه که باعث رشد آدم میشه. آدم وقتی تنهاست کتاب میخونه، چیزای خوب گوش میده، لباس هاشو میشوره و از همه مهم تر درس میخونه. امروز عصر یه سالاد درست کردم. پادکست رواق رو شروع کردم. از قبل با اگزیستنسیالیسم آشنا بودم ولی این جالب توضیح میداد. ع خیلی به اروین دیالوم معتقده و میگه خیلی ازش اثر پدیرفته. راوی این پادکست هم میگفت این قراره زندگی شما رو عوض کنه و از این کسشرا. راستش خیلی معتقد نیستم یه مکتب یا یه ایده بتونه همه چیز رو توضیح بده. به نظرم ساده انگارانه است. خیلی ها همینو گفتن ها! بنظرم اگزجره مطرح کردن ایده ات برای این که شنیده بشه کار درستی نیست. اعصابم خورد میشه. خیلی جالب بود گوش کردم. یکم روان خوندم. دوس دارم درس خوندن رو. خیلی.

ناتمام.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱/۰۴/۱۴
bee